الشيخ رسول جعفريان

38

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

را از زهرى و او از عروه شنيده يا اين كه از كتاب عروه ، و با اجازهء روايتى كه از زهرى داشته و او از عروه ، از كتاب عروه نقل مىكند ؟ از قرن دوم به بعد اين روش معمول بود كه ، اگرچه با اجازه از كتابى نقل مىكردند ، تنها نام شيخ مجيز خود را مىآوردند و اگر شيخ از روى كتابى مىخواند ، آنها از شيخ روايت كرده نام او را در سند مىآورده‌اند . اين رسم تا مدت مديدى ادامه داشته تا اين كه كم كم آوردن نام كتاب و نقل مستقيم از مؤلف كتاب رواج يافت . اين كه آيا در قرن اول و آغاز قرن دوم نيز چنين بود ، مشكلى است كه وجود دارد . و به احتمال مىتوان گفت : عمدهء نقلها از كتابهاى موجود گرفته مىشد ، گرچه محتمل است كه در موارد اندكى نقل شفاهى نيز وجود داشته است . اشكال آن است كه اگر نگارشهاى قرن اول هجرى فراوان بوده بايد گزارش بيشترى دربارهء آن به دست ما مىرسيد . نقل شفاهى به ويژه در مواردى كه از افرادى عادى اما مرتبط با حادثه ، چيزى نقل مىشده قطعى است . به هر روى نقل از نگاشته‌ها كه بايد نام آنها را جزوه و سياهه گذاشت ، بنياد كار تأليف در نيمهء دوم قرن دوم به بعد بوده است . سزگين مىنويسد : بايد توجه داشت كه وقتى طبرى در تاريخ خود مىنويسد : « حدثنا ابن حميد ، قال : حدثنا سلامة ، قال : حدثنا ابن اسحاق » كلمه به كلمه از كتاب مغازى ابن اسحاق اقتباس كرده است . « 1 » همو مىنويسد : به‌طور مثال ، در روايتى از كتاب الاغانى آمده است : « محمد بن حسن بن دريد نقل كرد ، از قول عمر بن شبه و او از ابوعبيده او از عوانة بن حكم . . چنين و چنان » ؛ در اين صورت ما بايد بپذيريم كه كتابهاى يكى از اين مؤلفان در دسترس ابوالفرج اصفهانى بوده است و او عين عبارت آن را نقل مىكند ؛ چه بسا ابن دريد كتابى داشته است و يا از كتاب عمر بن شبه و يا از روى كتاب ابوعبيده و يا از كتاب عوانه - كه آن دو تن راوى كتاب عوانه بودند - اين خبر را گرفته باشد و چه بسا كه مأخذ اين خبر ابوالفرج ، كتابى از عمر بن شبه يا از ابوعبيده و يا از عوانه بوده است . « 2 » جواد على مىنويسد : طبرى شيوهء روايى را براى نقل اخبار انتخاب كرده و در اين شيوه نيازى به ياد از نام كتاب نبوده است ، چرا كه در اين شيوه ، نام راوى به جاى كتاب ذكر مىشود . به عنوان نمونه وى در نقل از عمر بن شبّه ( م 262 ) چنين مىنويسد : « وحدثنى عمر مرة اخرى فى كتابه الذى سماه كتاب اهل البصرة » اين نشان از آن دارد كه وى از آثار مكتوب وى استفاده كرده است . جواد على مىافزايد : مشكل اين شيوه آن است كه در بسيارى از موارد روشن نيست كه طبرى از كتاب كداميك از افرادى كه نامشان در سند آمده

--> ( 1 ) . گفتارهايى پيرامون تاريخ علوم عربى و اسلامى ، ص 170 ( 2 ) . همان ، ص 179